کد مطلب : 47316
تاریخ انتشار: شنبه ۲۶ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۶:۰۰:۰۰
در گفت و گو با استاد حوزه تشریح شد؛
نیم نگاهی به مکاتب فقهی و سبک درسی حوزه های علمیه/ تفاوت خروجی های حوزه و دانشگاه
Share/Save/Bookmark

قم نیوز: حجت الاسلام و المسملین حسینی گرگانی از اساتید اصول و فقه حوزه به تشریح مکاتب فقهی و سبک درسی حوزه از ابتدا تاکنون پرداخته است.

به گزارش قم نیوز، حجت الاسلام والمسلمین میرتقی حسینی گرگانی از اساتید اصول و فقه حوزه سال های سال، عمر خود را صرف تحقیق و تدریس علوم مختلف حوزوی کرده و در این سال ها آثار منحصر به فردی را نیز به رشته تحریر در آورده است؛

آنچه می‌خوانید گفت و گوی با این استاد پیشکسوت است.

*درس و ورود به حوزه

در بدو ورود به حوزه آن گونه که باید از دوران طلبگی، آگاهی چندانی نداشتم؛ یکی از روحانیون مشهد برای تبلیغ به محل ما آمده بود؛ در آن زمان پسر عمه پدر، میزبان ایشان بود ما را به حضور در حوزه تشویق کرد.

ششم ابتدایی را در سال 1345 در گرگان خواندم. پس از آن وارد حوزه علمیه مشهد شدم. در مشهد سن ما برای این که درس بخوانیم، مقداری کم بود و سرپرستی هم برای ما نبود؛ به درس استاد حجت هاشمی خراسانی وارد شدم که تحولی عظیم در درس و بحث برای من ایجاد شد.

*سه دوره تحول درسی

کلاس سوم ابتدایی بودم؛ در آن زمان معلمی داشتم برخوردی با من داشت و سبب تحول و تغییر در درس و بحث من شد؛ این برخورد باعث شد تا به نفرات اول و ممتاز کلاس تبدیل شوم.

دوران طلبگی نیز سه سال به این منوال گذشت، خدمت حجت الاسلام هاشمی رسیدم و ایشان نیز تحولی عظیم در درس و بحث من ایجاد کرد. مقداری که رشد کردم، متوجه امور شدم و به قول معروف فهمدیم چه کاری باید انجام داد؛ به دلیل این که مقلد امام(ره) بودم، دو سال ما را به سربازی اجباری در زمان شاه بردند؛ در ارتش خدمت سربازی کردم و بعد از خدمت، به مشهد برگشتم و دوباره ادامه زمانی طول نکشید که مدارس در حال جا افتادن بود، یعنی مدارس طلبه هایی را که طبق نظام قدیم تحصیل می کردند، به سمت مدارس جدید تحت برنامه می کشیدند.

چند نفر از علمای طبس در مدرسه تحت برنامه گذشته از حجت الاسلام هاشمی در خواست استاد کردند که وی نیز ما را به آنجا فرستاد؛ در آن زمان متول و معالم می خواندم و شروع به درس حاشیه ملا عبدالله کردم.

در مشهد در حال درس و بحث بودم انقلاب پیش آمد؛ ما نیز مثل سایر افراد در عرصه انقلاب اسلامی حاضر بودیم؛. انقلاب که پیروز شد، به قم آمدم و در درس آیت الله ستوده و اعتمادی ورود کردم؛ سپس وارد دروس خارج شدم؛ مدت 14 سال خدمت آیت الله العظمی وحید خراسانی بودم، در کنار ایشان از محضر برخی بزرگان حوزه نیز بهره بردیم که برخی از آنها در قید حیات نیستند.

از قم به شکل جدی شروع به تحصیل کردم و در برخی مدارس نیز تدریس داشتم از جمله آنها می توان به مدرسه علمیه معصومیه، توحید و همچنین مهدی موعود(عج) اشاره کرد؛ بعد به علل مختلفی برای تدریس در سال 1376 به گرگان رفتم. نکته جالب آن که قرار بود یک سال برای تدریس به گرگان بروم، اما چهارده سال ما را برای درس و بحث نگه داشتند و در سال 1390 به قم برگشتم و در این سال ها به تدریس خارج فقه و اصول در جامعه المصطفی(ص) مشغول بودیم.

*برخی از اساتید عالی حوزه از مطرح شدن دوری می کنندحجت الاسلام والمسلمین میرتقی حسینی گرگانی از اساتید اصول و فقه حوزه

برخی از اساتید به ذوق فردی خود ممکن است در برخی از عرصه ها وارد شوند؛ عده ای از اساتید حوزه نیز هستند به هیچ عنوان علاقه ای به مطرح شدن نام خود در مجامع مختلف ندارند و کار قوی خود را در عرصه تحقیق و تدریس در بدنه حوزه انجام می دهند و شاگردان بسیاری را در بدنه حوزه تربیت کرده اند.

این دسته از اساتید خودشان هم بیان می کردند نمی توانند به دلایل خاصی در مجامع مطرح شوند؛ البته حوزه نیز در این زمینه مسئول است؛ این تلاش ها باید دیده شود و تلاش های این بزرگان تک تک باید به شکل جداگانه بررسی شود.

*نگاهی به مکاتب علمی و فقهی حوزه

کتابی را پیرامون نوع تدریس، تحقیق و دروس خارج نجف نوشتم این کتاب از سوی آستان قدس رضوی منتشر می شود؛ «سبک سامرا» بین حوزویان به عنوان  سبک شاگرد محور معروف است. یعنی مرحوم میرزا تفکر و شب ها درس را آماده می‌کردند و با مطرح کردن یک فرع یا یک اصل اصولی، بحث را مطرح نموده و شاگردان مانند میرزای فشارکی و آخوند و حاجی نوری و فاضل اردکانی و.. به مناظره علمی روی می آوردند و اشکال می کردند و اشکالات را هم پاسخ می دادند تا جایی که برخی از آقایان نقل می کردند، امکان داشت درس مرحوم میرزا بیش از یک یا دو ساعت طول بکشد. نقل شده مرحوم میرزا ساعت ها روی منبر و کرسی درس حضور می یافت؛ حتی طول این جلسات نیز به هفت ساعت هم کشیده است. البته این مکتب یا سبک و روش های فراوان دارای نقاط ضعف و قوتی است که هر کدام در جای خود باید بحث شود.

*مکتب علمی نجف

سبکی که پس از میرزا در نجف آمد، مرحوم شیخ مطرح کردند و مرحوم آخوند وسپس به مشایخ ثلاثه، عراقی، نایینی و اصفهانی رسید و از این طریق به شاگردان رسید که پرچمدار آنها مرحوم خویی بود، یک مکتب فرمولی و ریاضی است؛ یعنی ورود به بحث مشخص است. ابتدا نتیجه ادله می آید و آیات و روایات وارد شده و سپس اصول عملیه وارد می شود. یعنی مثل قطار که حرکت می کند، مشخص است کسانی که توانایی داشتند و مطالب را می گرفتند راحت جلو می رفتند؛ این سبک نسبت به سبک قم جمع و جور تر و مختصرتر است و یک هدف را جلو می برد.

*مکتب علمی قم

سبکی که در قم روی داد، با تاسیس شکل جدید حوزه علمیه قم از سوی مرحوم آیت الله حاج عبدالکریم حائری شکل گرفت ؛ ایشان زمانی که به قم آمدند، قصد داشتند سبک مرحوم آخوند را پیاده کنند موفق نشدند و پس از ایشان مرحوم آیت الله العظمی بروجردی به نوعی این کار را انجام دادند، ولی مرحوم بروجردی سبک خاص خود را ایجاد کردند و این مسیر را در پیش گرفتند؛ امام خمینی(ره) از محضر موسس حوزه و آیت الله العظمی بروجردی درس گرفتند؛ سبک آیت الله العظمی بروجردی با دیگران متفاوت بود؛ سبک صاحب جواهری نیز با سبک مرحوم آیت الله خویی فرق می کند که سبک تجمیع ظنون را دنبال می کردند؛ گمانه زنی های فراوان را در کنار هم قرارمی دهند و بین آنها جنگی ایجاد می کنند و آنچه ادله بیشتری دارد را بر می گزینند.

*نوآوری های آیت الله العظمی بروجردی(ره)

مرحوم آیت الله العظمی بروجردی دیدگاه دیگری داشتند که باید رجال بررسی شود و سپس به طبقه بندی دقیق رجال پراختند؛ این طبقه بندی رجال فواید فراوانی دارد؛ یعنی اگر بین روات کسی به قول «علمیون» افتاده باشد، به راحتی می توان آن را دریافت. مرحوم بروجردی به کتب «قدما» توجه فراوان داشتند، یعنی به کتبی پیش از شیخ طوسی توجه خاص داشتند؛ ایشان به کتب سید مرتضی یا پیش‌تر از ایشان و شیخ صدوق توجه ویژه کردند. دلیل ایشان نیز این بود که این فقه بر اساس اصولی است که از ائمه(ع) گرفته شده؛ مثل اصل زراره و قیس و بزنطی و... که تحت عنوان «اصول اربعه مائه» است که فقه شیعه از این چهارصد اصل گرفته شده، مرحوم بروجردی می فرمودند، چون متن روایت است، اگر فتوایی مطرح و مشهور باشد و اگر روایتی پیدا نکردیم، به سراغ آنها می رویم و بر همین اساس بود که اجماع و شهرت قدما را حجت می دانستند.

ایشان در بحث زمان صدور به سراغ روایات و اقوام اهل سنت هم می رفتند که علمای اهل سنت چه نظری دارند؛ زیرا زمانی که پیامبر(ص) مطلبی را مطرح کردند، صحابه بر اساس اتکای بر حافظه خود این مطلب را می نوشتند، بر این اساس باید این نکته را توجه داشت که در آن میان برخی شنیدند و برخی نشنیدند و برخی فراموش کردند؛ به همین دلیل ایشان به بررسی این مباحث می پرداختند تا به اصحابی که نزدیک تر از همه به پیامبر(ص) بودند، می رسیدند و میانه مطلب را می گرفتند.

*فقه شیعه ناظر بر فقه اهل سنت است

تعبیر دیگر نیز این است فقه شیعه ناظر به فقه سنت است و بر آن سیطره دارد، یعنی وقتی یکنفر خدمت امام صادق(ع) می آید، می خواست مطلبی را سوال کند، اول خدمت قاضی مطرح آن زمان می رفته و عالمی که در آن جا بوده و از آن عالم سوال می کردند و سپس وقتی می دیدید جواب درستی نیست، می آمدند خدمت امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و حضرات جواب می دادند؛ این مطلب یعنی درست است یا اشتباه کرده است. به همین دلیل می گفتند که ناظر به فقه اهل سنت است.

سبک مرحوم بروجردی که در برخی از شاگردان ایشان هم حفظ شده، آن بود این بزرگان اقوال و فتاوی را مرور می کردند و حتی اقوال اهل سنت را نیز مورد نظر قرار می دادند و سپس فتوا صادر می کردند؛ به همین خاطر مشاهده می کنیم مبانی آنها حساب شده؛ در خصوص مسایل مستحدثه یا موضوعات جدیدی که رخ می دهد، این سبک که همان مکتب قم است، بهتر از مکاتب دیگر به پاسخگویی می پردازد و به قولی از سبک فرمولی که از نجف آمده، قوی تر عمل می کند.

*شیوه تدریس اساتید بزرگ حوزه علمیه قمحجت الاسلام والمسلمین میرتقی حسینی گرگانی از اساتید اصول و فقه حوزه

بعد از آیت الله العظمی بروجردی، امام راحل تبعید شدند، اما مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی(ره) حضور داشت؛ در دور اول اخراج علمای نجف که در اوایل دوره صدام بود، شخصیت هایی چون آیات وحیدخراسانی و شیخ میرزاجواد تبریزی و... به قم آمدند و به دلیل اینکه این بزرگان از تلامذه آیت الله العظمی خویی(ره) بودند، همان شیوه فرمولی و ریاضی ایشان را دنبال کردند و هم اینک نیز با همان شیوه تدریس می کنند؛ به عنوان مثال بین شاگردان مرحوم میرزا جواد تبریزی معروف است که درس ایشان مثل مرحوم آیت الله العظمی خویی بود.

چه بخواهیم چه نخواهیم شاگردان متاثر از اساتید هستند و سبک ایشان در حوزه غلبه دارد، ولی در مقابل دیگر، بزرگانی هستند که به سبک قم تدریس می کنند از جمله این بزرگان می توان به آیات عظام مکارم شیرازی، سبحانی و جوادی آملی اشاره کرد.

*گستره فقه

فقه مرکب از مسایل عبادی، اقتصادی و سیاسی است، ولی سیاستی که امروز می خواهیم معنی کنیم در فقه وجود ندارد؛ امام(ره) وقتی بحث ولایت فقیه را مطرح کردند آیت الله العظمی بروجردی در بحث نماز جمعه بحث ولایت فقیه را مطرح کرده بودند ، ولی الان که مباحث سیاسی در قم مطرح می شود، جنبه های خاصی را مطرح کرده چون مردم با یک سری مباحث زندگی می کردند و این مباحث جنبه سیاسی و اجتماعی دارد؛ حوزه باید در این مسایل ورود پیدا کند و پاسخگو باشد؛ این ورود از این حیث است که حوزه های علمیه حافظ دین هستند و باید از آنچه در حریم دین وارد می شود از عرصه فردی گرفته تا اجتماعی، حفاظت و صیانت کند.

مرحوم میرزای نایینی در زمان مشروطه از نزدیکان آخوند بودند و در هیئت استفتای آخوند و در آن حلقه نقش اساسی داشت کتاب «تنبیه الامه» را نوشت و البته دستور جمع آوری آن را صادر کرد؛ ایشان در کتاب مکاسب در بحث ولایت در بحث ولایت فقیه، همان تفکری را ارایه می دهد که شیخ اعظم ارایه می دهد . آیت الله خوئی و شاگردان ایشان در این محدوده ورود نکردند ، ولی یکی از شاگردان ایشان که شهید صدر است، در این عرصه ورود کردند و حتی قائل به این است اجتهاد شیعه باید روی دو منظر و دو دیدگاه کار کند، یعنی هم مسایل انفرادی و هم اجتماعی را باید بررسی کند، ایشان شدیدا دراین مسایل حرف داشتند و چهره سیاسی نیز به شمار می رفتند.

ولی در کل باید به این مطلب اشاره کرد که نقش اساتید خیلی مهم و تاثیر گذار است و استاد وقتی از بحثی کناره می گیرد، قطعاً این نظر روی شاگردان وی نیز تاثیر می گذارد و اگر سبکی را نیز قبول می کند این پذیرش، شاگردان وی را نیز مجاب به پذیرش آن روش می کند.

*دورنمای حوزه

احکام الهی از سوی شارع مقدس بیان شده و موضوعاتی که امام معصوم علیهم السلام بیان می کنند، متن دین ما را تشکیل می دهد، ولی در مسایل مستحدثه افراد عالم به حلال و حرامی که بنده و مطیع خدا باشند و هوای نفس و دنیاطلبی را کنار بگذارند در جایگاه صدور حکم قرار می گیرند.

صدور احکام از سوی پیامبر(ص) نیز به شکلی نبوده که ایشان موضوعاتی را به شکل شماره ای برای ما بیان کرده باشند، بلکه ایشان احکام و علل را توضیح می دانند و سپس یک سری قواعد کلی فقهی و سپس قواعد اصولی استخراج شد و همه این قواعد و فرمول های کاربردی در هضم و تحلیل و صدور فتوا در موضوعات مختلف کارایی دارد؛ وقتی در علم ریاضی قاعده تقسیم ضرب را فرا می گیریم، می توانیم از آن در همه جا استفاده کنیم و انحصار خاصی ندارد؛ قواعد اصول و فقه نیز به همین شکل است که می تواند در عرصه های مختلف مشکلات را برای صدور حکم حل کند.

یکی از نکاتی که باید در خصوص فقه شیعه به آن اشاره کرد، آنکه به این دلیل که در گذشته بسیاری از مسایل برای فقهای گذشته ما مطرح نبود، درگیر آن مسایل نیز نشدند، اما امروز با شرایط گذشته کاملا تفاوت دارد و مباحثی چون فقه حکومتی جای خود را کاملاً باز کرده و جلسه ای با مدیر حوزه های علمیه برگزار کردیم که در آن به بحث فقه الخاص و مضاف و فقه اقتصاد و... پرداخته شد.

*شرط فقاهت

این مساله به این معنی نیست که چون این مباحث تازگی دارد و جوانان طلبه نیز علاقه خاصی به این مباحث دارند، حتما باید این مباحث را توسط جوانان دنبال کنیم؛ خیر! این چنین نیست، زیرا ممکن است جوانان ما فکر خوب  و تازه و روانی داشته باشند، ولی فقه نیازمند پختگی است؛ این پختگی نیز با ممارست فراوان به دست می آید؛ یعنی یک فقیه باید به ملکه استنباط برسد؛ این مساله مثل فرمول ریاضی است که اگر به قدرت مد نظر نرسد، نمی تواند به خوبی این مسیر را دنبال کند؛ اگر کسی بتواند چند مساله را حل کند نیز نمی تواند نام فقیه را به خود بگذارد و خود را فقیه مطلق بنامد. فقیه مطلق می تواند هر فرعی که به او عرضه می شود را استدلال و استنباط کند و در این صورت است که مجتهد می شود؛ درست است که مباحث جدید است، ولی این موضوعات باید روی اصول خاص خود حل شود.

*موضوع شناسی در فقه

امروزه بحث موضوع شناسی در حوزه مورد توجه قرار گرفته است؛ یعنی موضوعات هر علم باید مشخص شود که بتوان راه های رسیدن به پاسخ ها را نیز با شرایط بهتر طی کرد؛ مثل معاملات نفتی که در این زمینه از این مساله بحث می شود که چطور معامله کنند و طرف معامله کیست وانواع و اقسام معاملات به شکل دقیق دسته بندی می شود.

وقتی بانک ها در جوامع اسلامی ایجاد شدند، سئوالات خاص و موضوعات خاصی نیز در این مسیر ایجاد شد و موضوعاتی چون تسهیلات و سرقفلی و چک و... به عنوان موضوعات خرد و کلان عرصه های اقتصادی دنبال شد؛ «فقه التامین» و شاخه های مختلف فقهی از پس همین تحولات ایجاد شدند؛ اگر کسی بگوید آیا فقه شیعه با این پویایی جوابگوی کل مسایل است یا نه ادعا می کنیم بلی، ولی این کار را هر کسی نمی تواند انجام دهد، مگر اینکه آن شخص فقیهی باشد که در آن حیطه خاص قدرت فقاهت دارد؛ البته این موضوع در دانشگاه نیز به همین شکل دنبال می شود و هر استاد در شاخه خاص خود توانمندی دارد.

برای اجتهاد نمی شود زمان خاص معلوم کرد، چون شرایط و قدرت و توانایی افراد با هم متفاوت است؛ یک فردی که دارای قوت و قدرت است به راحتی می تواند مباحث را بررسی و راهبری و حل کند، ولی کسی که دارای ضعف باشد، در حل این مسایل دچار مشکل می شود.

برخی طلاب به دلیل مشکلاتی که دارند، نتوانستند در یک مدت خاص درس بخوانند و به همین خاطر چند ماه دیرتر درس را آغاز کرده اند، ولی به دلیل ممارست و قدرت ذهنی که داشتند توانستند، به سرعت به حد دیگر شاگردان برسند و حتی مطالب را از آنها بهتر فهم و درک و بحث کنند.

*نقش سبک تدریس در رشد علمی طلابحجت الاسلام والمسلمین میرتقی حسینی گرگانی از اساتید اصول و فقه حوزه

از دیگر مسایلی که در خصوص رشد علمی طلاب موثر است، می توان به سبک تدریس اشاره کرد؛ برخی سبک ها است که طلاب را زودتر به نتیجه بحث می رساند، ولی این نکته را باید همیشه در ذهن داشت که اگر استاد روش مند باشد و روش فقاهت را یاد بدهد، قطعا طلاب و شاگردان او زودتر فقیه می شوند، ولی اگر بحث ها روش مند نبود قطعا طلاب مسیر سخت تری برای رسیدن به حل مسایل خواهند داشت.

*سبک علمی آیت الله العظمی وحید خراسانی

آیت الله العظمی وحید خراسانی دارای ویژگی علمی، اخلاقی و درسی خاصی هستند؛ نکته خاصی که باید در خصوص ایشان به عنوان شاگرد معظم له ذکر کنم آن است فقیهی خلاق هستند و در ساخت کلمات و قدرت ذهن فوق العاده هستند؛ ایشان همیشه در تدریس خود به نکات ریز توجه خاص دارند و در گفتار و درس، جمیع شاگردان خود را مد نظر دارند؛ به همین دلیل سعی می کنند که روش مند بحث کنند و روش مند برخورد کنند.

*سن اجتهاد

در گذشته بیان می شد که طلاب در بیست سال مجتهد می شوند، ولی این مساله یک قانون کلی ندارد بلکه بیشتر به توانایی طلاب مربوط می شود؛ برخی از طلاب چه قدیم وچه جدید، دارای توان ذهنی و پشتکار فوق العاده ای هستند؛ بسیاری از طلاب از سنین کودکی در دامان پدر، اصول اولیه و فروعات را به خوبی یاد گرفته و سپس وارد حوزه شدند که این افراد مسیر راحت تری را طی می کنند، ولی این مراتب نیازمند هوش و توانایی های دیگری نیز می باشد.

یکی از مسایلی که در گذشته نسبت به امروز خود نمایی می کرد، آن بود که شرایط زندگی، تحصیل و اجتماعی و رسانه ها به شکلی تفاوت کرده و به راحتی می توان گفت؛ در گذشته هواس طلاب بیشتر به درس و بحث بود، زیرا طلاب زمینه های درگیری ذهنی کمتری داشتند.

*خروجی های حوزه ودانشگاه

روزی از دکتر شهیدی که استاد حوزه و دانشگاه بود، سوالی پرسیدم چگونه است خروجی ها و شخصیت های حوزه به رغم اینکه تعداد آنها نسبت به دانشگاهیان کمتر است و مشکلات بیشتری نیز دارند، بیشتر از دانشگاهیان است؛ گفت؛ بنده به عنوان مدرس حوزه و دانشگاه می گویم در حوزه درس را برای درس می خوانند و در دانشگاه برای مدرک؛ به این دلیل که در دانشگاه مدرک گرایی محور است، هدف نیز همان مدرک است و علم نیست؛ علم نیز متراژ بردار نیست و هرچه در علم پیشرفت کنیم، بازهم جای پیشرفت نیز محفوظ  است؛ البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که امروز ذهن و روح و اعصاب طلاب با مشکلات بسیاری درگیر است که در گذشته کمتر شاهد آن بودند و این مسایل از جمله معیشت و مشکلات زندگی، روی کار آنها تاثیر می گذارد.

*مشکلات طلاب

امروزه اگر یک طلبه جوان بخواهد سفره دلش را باز کرده و مشکلات و ضعف هایش را بگوید، همین موارد یک کتاب بزرگ خواهد شد؛ حال این شخص با این همه مشکل می خواهد درس بخواند و از او هم انتظار می رود که اجتهادی و قوی درس بخواند؛ امروزه طلاب با شهریه کم، باید قسط و اجاره منزل، خرج خانواده را بدهند؛ ولی هر روزه با مشکلات عدیده ای نیز روبرو هستند.

انتهای پیام / 136


مرجع :خبرگزاری حوزه نیوز
بهره‌برداري از 204 پروژه ويژه هفته دولت در قم

بهره‌برداري از 204 پروژه ويژه هفته دولت در قم

به گزارش قم نیوز، سیدمهدی صادقی ظهر امروز در نشست مطبوعاتی ویژه هفته دولت ضمن گرامیداشت یاد دولتمردان ...

نیم نگاهی به مکاتب فقهی و سبک درسی حوزه های علمیه/ تفاوت خروجی های حوزه و دانشگاه