کد مطلب : 47382
تاریخ انتشار: سه شنبه ۲۹ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۰:۰۳
یادی از مرحوم علی آهی
حکایت شاگرد حوزه علمیه قم که مدّاحی آیینی مدیون اوست
Share/Save/Bookmark

قم نیوز: مرحوم علی آهی به عنوان رئیس و پدر معنوی شاعران و مداحان آیینی کشور، یکی از دانش آموختگان حوزه‌های علمیه و از جمله حوزه علمیه قم است که پس از تحصیل، شاگردان فراوانی را در شاعری و مداحی، با اصول عقاید و علم کلام آشنا کرد و پدر معنوی آنان شد.
به گزارش قم نیوز، شاید کمتر کسی است که بداند، مرحوم علی آهی به عنوان رئیس و پدر معنوی شاعران و مداحان آیینی کشور، یکی از دانش آموختگان حوزه‌های علمیه و از جمله حوزه علمیه قم است.

او تحصیلات خود را در مکتب‌خانه‌های قدیم آغاز کرد و سپس به تحصیل علوم حوزوی روی آورد و آن را تا آستانه دروس خارج فقه و اصول ادامه داد.

او در سال‌های متمادی تحصیل در حوزه‌های علمیه تهران، قم، نجف اشرف و مشهد، از محضر استادان زیادی بهره برد که از آن جمله می‌توان به آیات شیخ جواد خراسانی، سید محمود طالقانی، سید رضی شیرازی، میرزا حسن لواسانی، سید محمدهادی میلانی، میرزا جواد تهرانی، سید ابوالقاسم خوئی، سید محمدرضا گلپایگانی، سید محمد وحیدی، شیخ حسین وحید خراسانی و سید عبدالحسین دستغیب اشاره کرد.

وی همچنین این توفیق را هم یافت که محضر استاد عرفان و اخلاق حضرت امام، یعنی آیت الحق، آیت‌الله میرزا محمدعلی شاه آبادی را نیز درک کند و از محضرش توشه برچیند.

سال‌ها تحصیلات علوم حوزوی سبب شد تا علی آهی به دریافت اجازات متعددی از مراجع و آیات عظام در امور حسبیه و نقل حدیث دست یابد که از آن جمله می‌توان به اجازات حضرت امام، حضرت آقا و همچنین آیات سید ابوالقاسم خوئی، سید محسن حکیم، سید محمود شاهرودی، سید محمدرضا گلپایگانی، سید محمدهادی میلانی و سید شهاب الدین مرعشی نجفی اشاره کرد.

او در سال‌های تحصیل و سپس تدریس در حوزه علمیه قم، از فعالیت‌های انقلابی و از جمله همراهی با آیت‌الله کاشانی و فدائیان اسلام در ملی کردن صنعت نفت هم غافل نبود و در صحنه مبارزات انقلابی مردمی حضور داشت.

مبارزات انقلابی مرحوم علی آهی پس از آن با تکثیر و توزیع اعلامیه‌ها و نوارهای حضرت امام هم ادامه یافت و به دستگیری و شکنجه وی هم انجامید.

و اما استاد علی آهی، از همان دوران نوجوانی، به شاعری و مدّاحی هم روی آورد و چنان در این زمینه پای فشرد که جامعه مداحان کشور را تأسیس کرد و به رهبری و مدیریت این جریان پرداخت و البته در این راه، شاعران و مداحان آئینی فراوانی را هم آموزش داد.

او در میان اهل بیت (ع)، بسیار به حضرت سیدالشهداء (ع) عشق می‌ورزید که این شعر، از نمونه‌های اشعار او در رثای امام حسین (ع) و بیان حماسه و مظلومیت‌های عاشورا و کربلاست:

مِهر تابان امامت بر زمین افتاده است

یا که در خون زینت عرش برین افتاده است

نور چشم فاطمه، ریحانه خیرُ البشر

بر زمین کربلا از صدر زین افتاده است

در دل امواج خون شد، جسم اکبر غوطه‌ور

یا که از انگشتر خاتم، نگین افتاده است

چون کنار علقمه، ماه بنی ‌هاشم فتاد

شعله غم بر دل خورشید دین افتاده است

داد در راه خدا رضیعش چون که دید

در شهادت، قرعه بر آن نازنین افتاده است

گفت زینب؛ ای شکوه بزم طاها! بین کنون

آتشی در خیمه‌گاه "یا و سین" افتاده است

کودکانت چون گل و من باغبان در این چمن

لیک زیر خار، طفلی مه‌ جبین افتاده است

ای صبا! برگو به زینب، لاله زهرا کجاست؟

کآتشی بر سینه داغ آفرین افتاده است

رفت زینب سوی مقتل با فرات اشک و دید

در دل امواج خون، دُرّ ثمین افتاده است

گفت ای سالار زینب ! خسته‌ام از جست ‌و‌ جو

در کجا گمگشته طفل نازنین افتاده است؟

ناگهان دید او، به روی سینه سبط رسول

کودکی بی ‌جان، ز جور اهل کین افتاده است

"آهی" آن کودک به روی جسم مولا، جان سپرد

کز غم او در دل، آه آتشین افتاده است.

تلاش‌های خستگی ناپذیر این طلبه، شاعر و مداح آل محمد (ص) تا پایان عمر ادامه یافت تا اینکه وی در چنین روزهایی از فروردین ماه سال 1394 جان به جان آفرین تسلیم کرد.

از او یادگارهای فراوانی بر جای مانده است که از آن جمله می‌توان به کتاب ارزشمند "تنویر الافکار" درباره مباحث اعتقادی در شعر اشاره کرد؛ چراکه وی در زمان تحصیل در حوزه علمیه قم و سایر شهرها، بر روی مباحث اعتقادی و کلامی نگاهی ویژه داشت تا بتواند آن‌ها را در ادبیات آیینی استفاده کند و البته به دیگران هم بیاموزد.

از این پیرغلام اهل بیت همچنین وصیت نامه ای در دست است که برخی اشعار او هم در این وصیت نامه قابل دسترسی است؛ وصیت نامه‌ای که با بیان بخش‌هایی از آن، این گفتار را به فرجام می‌آوریم:

"بسم الله الرحمن الرحیم

عَن النَّبی (ص) : مَن ماتَ عَلی وصِیّهٍ حسنه، مات شهیدا؛ حضرت پیغمبر (ص) فرمودند کسی که بمیرد و وصیت نیکو نموده باشد؛ شهید مرده است.

ما از او هستیم و بازگشت ما به سوی اوست

ز حکمت نموده خلق و به رحمت روند خلق

تهی دستی شرمنده، به سوی کریمی بخشنده، رهسپار گردید که بردن زاد و توشه در نزد آن کریم بسیار ناپسند بود. او را ناخواسته به جایگاه ابدی‌اش روانه ساختند.

آن ذره‌ای که هیچ نبودست در حساب

بردش حسابگر به سوی عالم مآب

او از فرط شرمساری دلش پذیرای این سفر نبود؛ زیرا دستش خالی از زاد و توشه ای بود که امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود: آه آه مِن قِلَّه الزّاد وَ بُعدِ السّفَر که چنین گفته‌اند

به قیامت در بار همه را بگشایند

آنچه خواهی که نبینند در آن بار منه.

خداوندا!

آن روزی که مردم و خویشاوندان و فرزندان و آشنایان مرا در قبرم تنها می‌گذارند و همگی فوق الارض در پی کارهای روزانه خویش به شادمانی روانه و مشغول استراحت و غذا خوردن و به آسایش و رفاه، عمر خود را می‌گذرانند، همزمان در همان ساعت است که من در تحت الارض باید پاسخگوی رسولان الهی نکیر و منکر باشم.

 

همواره می گویم اَللّهُمَّ اغفِر لی عَظیم ذُنُوبی بِعَظیمِ عَفوِک وَ کَثیرَ تَفریطی بِظاهِرِ کَرَمِک؛ خدایا گناهان بزرگ مرا به عفو و بخشش بزرگت ببخش و بسیاری خودداری کردن مرا از انجام کارهای نیک به فضل و کرم آشکارت در گذر.

قابل تذکر است اگر مراسم ازدواج کسی در حال برگزاری بود اعم از فامیل و غیره و به تقدیر الهی عمر من به پایان رسید مبادا بگذارید بر آن دو فامیل خسارتی وارد شود و امر نکاح آنان به تأخیر افتد ولو به یک ساعت؛ اگر چه لیله الدفن هم باشد؛ در امر خیر آنان کمک کرده و شرکت کنید.

در خاتمه از دوستان و آشنایان و اهل محل و مسجدیان به ویژه فرزندان و اقوام محترم و خویشاوندان معزز و همکاران گرامی تمنای بخشش و عفو کردن از قصوراتش را دارد و چنین تقاضامند است به بزرگواری خویش پوزش و عذرخواهی او را پذیرا باشند و برای او طلب مغفرت کنند.

و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته."

انتهای پیام / 136

مرجع :خبرگزاری فارس
حکایت شاگرد حوزه علمیه قم که مدّاحی آیینی مدیون اوست