قم نيوز : برای استجابت دعای چند شرط و خصوصیت مهم وجود دارد اگر آن شرایط رعایت شود حق تعالی به وعده خود عمل میکند و آن دعا را به استجابت میرساند.
دعاي جوشن كبير سيره عارفانه و عاشقانه
به گزارش قم نیوز حجتالاسلام سیدتقی قادری: دعای جوشن کبیر از جمله سیرههای عارفانه و عاشقانه نبوی است دعایی که به روایت امام حسین(ع)، امام علی(ع) فرزندانش را سفارش به حفظ آن میفرمودند.
آشنایی با این سیره رسولالله(ص) و تحلیل همه جانبه داشتن از آن مستلزم این است که به دو پرسش که درحقیقت کلید فهم درست از این دعا است پاسخ داده شود.
نخستین پرسش درباب دعا این است با وجود آنکه حق تعالی خود بندگان را دعوت به دعا کرده و فرمود: «ادعونی» وخود نیز وعده استجابت داده است و فرمود «فاستجب لکم» و ما نیز به دعوت الهی پاسخ داده و دعا میکنیم پس چرا دعاها مستجاب نمیشود ،مشکل در کجا است؟ دعای مستجاب کلیدش چیست؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت اگر در آیات و روایات مربوط به موضوع دعا تدبر و دقت لازم انجام بگیرد میفهمیم اشکال اصلی و کلیدی در استجابت دعا در فاعل و دعوتکننده و وعدهدهنده نیست زیرا بسیاری از دعاها را به استجابت میرساند بلکه در دعا کننده است که شرایط دعای استجابت را رعایت نمیکند.
برای استجابت دعا چند شرط وخصوصیت مهم وجود دارد اگر آن شرایط رعایت شود حق تعالی به وعده خود عمل میکند و آن دعا را به استجابت میرساند.
نخستین شرط در دعای مستجاب اضطرار است زیرا زمانی که در آیه مبارکه «امن یجیب المضطر اذا دعاه ویکشف السو. سوره نمل/۶۹» تدبر میکنیم میفهمیم همان خدایی که در آیه ۶۰ سوره غافر فرمود «ادعونی استجب لکم» در این آیه شرط استجابت دعا را اضطرار دانسته است و مقصود از اضطرار آن است که مورد دعا و خواسته دعاکننده از مواردی باشد که همه اسباب و علل ظاهری در رفع آن به بن بست رسیده باشد و از همه آنها قطع امید شده و کارد به استخوان رسیده باشد.
طبیعی است در این صورت راهی جز اینکه دستی از غیب بیرون آید و مشکل را حل کند وجود ندارد اما جایی که اسباب ظاهری برای برطرف کردن مشکل وجود دارد، دعا موضوعیت ندارد تا انتظار استجابت داشته باشیم.
مثلا کسی همسر فاسد و بداخلاقی دارد و تحمل وی امکان ندارد راهی جز طلاق نیست و حل مشکل به دست خود شخص است نباید بگوید برای رفع این مشکل دعا کردم چرا به استجابت نرسیده است.
دومین شرط دعای مستجاب آن است که نباید خواسته در دعا بر خلاف نظام احسن و سنت حتمیه الهی باشد، دعایی که برخلاف نظام احسن و سنت حتمیه الهی باشد بدون تردید به استجابت نمیرسد به عنوان مثال سنت حتمیه الهی مرگ و مردن است زیرا فرموده است «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ: انبیا/ ۳۵ » و «وَلِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ: اعراف/۳۵».
حال اگر دعا کننده درخواستش این باشد که برای همیشه زنده بماند طبیعی است این دعا چون بر خلاف سنت قطعی است مستجاب نمیشود و یا خداوند زن و مرد را زوج آفریده که ازدواج کرده و تولید مثل کنند اگر دعاکننده خواستهاش این باشد بعد از ازدواج هرگز بچهدار نشوند چنین خواستهای چون بر خلاف سنت قطعیه است به استجابت نمیرسد.
سومین شرط در دعای مستجاب انقطاع است، یعنی به هنگام دعا سراسر وجودش نیاز باشد و چشمی به غیر از خدا نداشته باشد زیرا در آیه مبارکه آمده است «اذا دعاه» یعنی دعا در صورتی مستجاب میشود که تمام توجه دعاکننده فقط به خدا باشد و او را بخواند.
چهارمین شرط در دعای مستجاب ادب در دعا است یعنی فرد باور داشته باشد خداوند علاوه بر علیم و قادر، حکیم نیز هست و هیچ چیزی بر خلاف مصلحت انجام نمیدهد، پس نباید انتظار داشت خواستهای که در ظاهر به مصلحت ما است ولی در باطن و واقع به مصلحت نیست حق تعالی برآورده کند.
در پاسخ به پرسش دوم و اینکه عارفانه و عاشقانهترین دعا کدام است و دعای رسولالله(ص) در کجا ایستاده است تا الگوی خود قرار دهیم ما هم آن گونه دعا و مناجات کنیم؟ باید گفت به طور کلی دعا سه مرتبه دارد و دعاکنندگان سه دسته هستند.
دسته اول از دعاکنندگان کسانی هستند که مقصود بالذات و اصلی آنها از ورود به دعا برآورده شدن حاجت است و از سر نیاز و به دلیل به بن رسیدن در مشکلات به دعا پناه میبرند، این افراد یا دعایشان به استجابت میرسد یا نمیرسد درهر حال بهره شان از دعا در همان درخواست در دعا است نه خود دعا.
دسته دوم کسانی هستند که مقصود بالذات آنها در دعا رسیدن به خواستههای دنیوی است. «اللهم اغن کل فقیر، اللهم اشبع کل جائع» ولی مقصود آنها مناجات و نیایش با خداست هر چند این دسته به انگیزه رسیدن به حاجات ورود به دعا پیدا میکنند ولی آن چنان غرق و سرمست در مفاهیم بلند دعا میشوند که چه بسا فراموش میکنند که با چه انگیزهای ورود به دعا پیدا کردهاند.
دسته سوم کسانی هستند مقصود بالذات آنان از دعا خود دعا و مناجات و خلوت با حضرت دوست است.معرفت و عشق به حق تعالی آنها را به دعا کشانده است و این همان دعای عارفانه عاشقانه سیره نبوی و مصداق گفتوگوی موسی(ع) با حق تعالی است چراکه مفسران درپاسخ به این پرسش که چرا موسی(ع) در پاسخ به پرسش حق تعالی « وَمَا تِلْکَ بِیَمِینِکَ یَا مُوسَى» پاسخ طولانی داده و عرض کردند «قَالَ هِیَ عَصَایَ أَتَوَکَّأُ عَلَیْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِی وَلِیَ فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَى. طه17 و 18» گفتهاند رازش این بوده موسی سالها در انتظار شنیدن چنین صدایی بود وقتی دید رفع حجب شده و او دارد بی واسطه صدای حق تعالی را میشنود دریغش آمد این گفتوگو را هر چند با جملاتی مانند «اتو کا علیها۰۰۰۰» ادامه ندهد.
دعای عارفانه و عاشقانه جوشن کبیر یا دگار معنوی از رسولالله(ص) از همین جنس دعا است که مقصود بالذات در این دعا خود دعا است که با آوای خوش عاشقانه و عارفانه قلبها را میلرزاند و اشکها را بر دیدگان جاری میسازد آنگاه که بند بند دعا را خوانده و سرود مستانه از ترنم عشق سر داده و میگوییم «یا حبیب من لا حیب له، یا طبیب من لاطبیب له، یا مجیب من لا مجیب له، یا شفیق من لا شفیق له، یا من رفیق من لا رفیق له، یا مغیث من لا مغیث له...».